تبليغاتX
بسم الله الرّحمن الرّحيم اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً وبلاگ جديد تيمورلو را ببينيد/ اينجا کليک کنيد  تـــــــــــteymurlooـــيمورلو
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 20:58  توسط کریم  | 

 

بولمیرم قارپوزوی کورسی باشیندا کسیسن؟

یا بو خلقین کچه جک بیرلیغینا الّشیسن؟

 

چیلّه لر گچدی منیم گویچک اوبام  سای جوجه نی

من یوخام آیرسی یوخدی یادیوا ساخلا منی

 

چیددیرسان گونه بآخآن توخومون تانری سویور

کـــافـشیـــــــنی یادا سال قیش گنه ده حلقه دویور

 

یاد اولا آغ بابامی بوزلی سویی قش گجه سی

قارپوزی کورسی سی آنجاخ او دا گتدی إله سی

 

یاد اولا او آتا لار سوزلری او خاطیره لر

او قاپو قآپو گدن هر یانا داتلی سیره لر

 

یاد اولا او ایجید اوغلان لارون قانلی قیشی

کورسی دن آیرلیب او شاختادا حاقا و ء رءشء

 

............

 

شب یلدا
 
آخرین شعر کافشین تا ۳۰/۹/۸۷ 
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 21:24  توسط کریم  | 

یا حسین
 

 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 20:29  توسط کریم 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 0:18  توسط کریم  | 

السلام علی کل من اصاب بهی مصیبة الحسین !

                            روزی که همه جا قلب عالم است حتی قلب من !

یا حسین

سلام

می دانم بیشتر شما آرام آرام دارید به این فکر می کنید که محرم چه کاره اید و یا کجا بیشتر حال می کنید و یا می خواهید کجا باشید کدام هیئت سینه بزنید پای روضه چه کسی بنشینید

راستی قیامت زمینی کجایی تو؟ اصلا مگر میشود نشست مگر میشود راه نرفت مگر میشود آواره و سرگردان و بی خانمان نبود ؟

مسلم را کشتند و الان دیگر منتظر خود حسین اند !

از کی حرف می زنم؟ از امثال خودم آنهایی که نه شاخ داشتند و نه دم همانهایی که برای حسین سینه می زدند که بیا باغهایمان فلان شده و منتظر قدوم باغبان است ! بیا ما مثل مرد ایستادیم

اگر این طور باشد که وحشتناک است

چرا طبل می زنیم ؟ چون می سوزیم چون دیگر دست و پای خود را گم کرده ایم چون باید این صدای وحشتناک را نشنید !

نمی دانم باور می کنید یا نه روضه هایمان هم رنگ فرار دارند

صدای خوشی باشد و بعضا کنار هم باشیم و ثواب ببریم و حتی بعضا بعضا بعضا حاجاتمان برآورده شود!

البته این زبان حال شما نیست زبان حال بعضی از مثلا مداحان اهل بیت است زبان حال آنهایی که همه چیز را فدای زیبایی ظاهری مجلس می کنند و شما هم چون فکر می کنید باید آمین بگویئید این کار را می کنید

خدایا باران رحمتت را...!!!؟

خدایا حاجات شرعیه این جمع را ...!!!؟

و این را بعد از یا علی علی الدنیا بعدک العفا بخواهند !!!؟

و چقدر برای شما سخیف است و دردناک که کسانی که عاشق نیستند و حتی نمی خواهند عاشق باشند معرکه گردانی کنند کسانی که آبروی حسین را به آبروی خود می فروشند کسانی که کمترین معرفتی به حسین ندارند و نمی خواهند داشته باشند

آرای حق با شماست و باز چقدر سخت است مجبور باشی خودت را در جمعی ببینی که خود را از آنان بهتر می دانسیتی ولی الان می فهمی که تو هم متهمی

 آری تو هم جرات نمی کنی مداحی را که بی معرفت بی معرفت بی سواد بی سواد دارد خذعبلات می گوید را متنبه کنی از این به اصطلاح مداحی پشیمان بکنی

یارو می گوید چهار زن آمدند بالای سر حسین و یکی گفت مادرت زلیخا فدایت شود

و همه گریه می کنند و وقتی اعتراض می کنی بعضی ها شاکی میشوند که چرا اعتراض می کنی مگر خودت عیب نداری می خواهی خود نمایی بکنی و....................

چرا باید اینقدر حسین مظوم باشد که هر خذعبلاتی را عزاداران حسین و نه دشمنان یزیدی و وهابی اش تحمل کنند و هر جوجه قنداقی که از ننه اش قهر می کند اسمش بشود مداح اهل بیت  خادم دربار اباعبدالله الحسین!

 

روزی که بر جام شفق مل کرد خورشید

بر خشک چوب نیزه ها مل کرد خورشید

 

شید و شفق را چون صدف در آب دیدم

خورشید را بر نیزه گویی خواب دید

 

خورشید را بر نیزه! آری این چنین است

خورشید را بر نیزه دیدن سهمگین است

...................

تسکین ظلمت شهر کوران را مبارک !

ساقی سلامت این صبوران را مبارک!

 

نامرد مردم ما خدا نامرد مردم

بی درد مردم ما خدا بی درد مردم

 

 از دست ما بر ریگ صحرا سفره کردند

آنجا علمدار خدا را مثله کردند

 

نوبابگان مصطفی را سر بریدند

مرغان بستان خدا را سربریردند

                              والا لعنة الله علی القوم الظالمین

                                               بیست وهفتم شوال ۱۴۲۹ هـ ق

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 19:41  توسط کریم  | 

 
- دهاتی !!!

- دهن منو باز نکن من بهتر بلدم فحش بدم اگه من دهاتی ام تو هم (شهری) هستی شایدم هم دهاتی هستی و میخوای زورکی شهری بشی ولی من دلم نمی خواد یعنی حالم به هم میخوره ولی به خاطر این که .....

 

- به خاطر این که چی؟!

بفرما آقا بفرما خدا روزیتو یه جای دیگه حواله بده

 

اگر چه تیمورلو دیگر دهات نیست

اما

من دهاتی ام و همه جا با سربلندی این را می گویم

اما آیا دهاتی بودن دلیل خوبی برای غافل بودن است؟

آیا دهاتی بودن دلیل خوبی برای بهترین نبودن است؟

اصلا به چه حقی بچه دهاتی نباید بهترین باشد؟

دهاتی کسی است که حد اقل در ۶۰٪ موارد از مردم یک بار مصرف زده و پلاستیک پوش و نوشابه نوش شهر جلو تر است البته اگر واقعا دهاتی باشد و به شرطی که تقوای الهی را رعایت کند و طلب علم را که یک تکلیف الهی است در هیچ سنی و با هیچ معلوماتی فراموش نکند!

اگر دیدید سلام مرا هم به او برسانید

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 21:55  توسط کریم  | 

پدر بزرگ کافشین

باور نکرده ام نه  تو بردی پدر بزرگ

خود را به دست مرگ سپردی پدر بزرگ

 

حتی هنوز منتظرم تا ز گوشه ای

آیی تو با کلوچه تـــُـردی پدربزرگ

 

اصلا چرا تو دیشب و امروز مثل ما

چیزی کنار سفره نخوردی پدربزرگ

 

اصلا اگر معانی مردن نبودن است

نه نه تو نور خانه نمردی پدربزرگ

 

پائیز می شود ولی اما درخت من

هرگز نه مرده ای نه فسردی پدربزرگ

 


او دیروز رفت دیگر خسته شده بود

استراحتگاهت کجاست پدربزرگ!!؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 21:21  توسط کریم 

 

سلام

 نمی دانم من که نیستم چقدر چاقتر شده ای ؟!

شاید هم لاغر تر شده ای!

آخر تو چند وقت است با باد ها آه می کشی و با ابرهای بالای سرت گریه می کنی!

منتظر روزی هستم که بی هیچ مزاحمتی آنچه نوشتنی است از تو بنویسم

تا آنروز به بهترین نگهبانت می سپارم!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 21:16  توسط کریم  | 

سلام

گویا هزار سال است که نخوابیده ای و اکنون

گرد و خاکت را به پیشواز ما بلند می کنی

 

به چهره تو گرد و خاک چیست ای ادیب

بخواب روستای من

بخواب ای ستاره های پاک تو غریب

و ای شکوه خاک تو عجیب

اگر چه آفتاب و ابر

اگر قطره های صبح

اگر چه آب زندگی

ز دور دیده میشود

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 19:0  توسط کریم  | 

دوستان عزيز با توجه به عدم حظور اينجانب در دو سال آتي و شايد براي هميشه از عزيزاني كه علاقه مند به همكاري جهت بهبود مطالب اين وبلاگها هستند دعوت به همكاري ميشود اميدوارم دوستان خوبم قبل از اين كه از آنها خواهش كنم اين دعوت را بپذيرند و در رشد فرهنگي روستايشان سهيم شوند با تشكر - كافشين
 
 
 به رنگ بیرنگی آخرين درددلهايم با تيمورلوست به رنگ بیرنگی را حتما ببينيدبراي مشاهده بر روي به رنگ بیرنگی كليك كنيد

 
TEYMURLOO.BLOGFA&.BLOGSKY

<meta http-equiv= 
 
وبلاگ تيمورلو بر روي بلاگ اسكاي تأسيس شد: WWW.TEYMURLOO.BLOGSKY.COM

 - دهکده من -

دهکده من با تمام مردم رنج کشیده و احساساسیت

با تمام کوچه های پیچ در پیچ و تنگ و درازت

با همه درختان توتت

با مزار شهیدانت

با رودخانه فصلی ات

با دختربچه های ۳- ۴ ساله چادری ات!

با پسربچه های معصوم و خدائیت

با حوض های آبت

با درختان بادامت که از خشکسالی ها گذشته اند

با راننده های سواری ات

با مسجد سید الشهدایت

با مسجد امام حسنت

با مسجد جامع ات

و با همه مساجد دیگرت

با همه دشت وسیع و گسترده ات

با عزاداری های محرمت

با سوگواری های صفرت

با ایستادگی بهمنت

با دید و بازدید های نوروزت

با شکوفه های فروردینت

با لاله های اردیبهشتت

با جوانان رعنایت

با چشمهای منتظر خاکت

با شمعدانی هایت

با خاطرات دبیرستان شهید چمرانت

با راهنمایی طالبزاده ات

با دبستان شهدای اسلامت

با زاغها و کلاغها و کبوترهایت

و با ...

هنوز گفتنی ها دارم و شنیدنی ها

اما اگر مرا بدرقه کردی و  دیگر ندیدی

و یا اگر در آغوش گرم خاک خود کشیدی

خودت حرفهایم را بازگو کن

در اندازه واقعی ذخیره کنید

 ۸۶/۱۱/۱۹

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 9:13  توسط کریم  | 

 
اين وبلاگ قسمت كوچكي از (مجموعه نوشته هاي كاف شين) بر روي وب است